Meru

قله Meru در هیمالیا با ارتفاع ۶۶۶۰ متر شاید در برابر ارتفاع ۸۰۰۰‌متری‌های هیمالیا، کم ارتفاع به نظر آید اما یکی از مسیرهای صعود به قله مرکزی آن، یکی از دشوارترین صعودهای جهان به شمار می‌رود. علت هم این است که  این صعود، یک صعود کاملا تکنیکی به شمار می رود که قسمت زیادی از آن بر روی دیواره گرانیتی صاف است (صعود با استفاده از تجهیزات خاص بر روی دیوار سنگی که مدت زیادی زمان می‌برد)، حجم زیادی از تجهیزات صعود و غذا ( تا حدود ۱۰۰ کیلوگرم) باید توسط کوهنورد حمل شود، امکان استفاده از شرپا وجود ندارد و به خاطر طول و دشواری مسیر، مدت صعود بر روی دیواره سنگی/برفی طولانی است و چندین شب باید بر روی دیواره سنگی اردو زد.

meru_routeline

همه این دشواری‌ها باعث شده که تلاش بسیاری از کوهنوردان مشهور برای صعود به این قله ناموفق باشد تا سال ۲۰۱۱ که بالاخره یک گروه سه نفره توانستند این کار واقعا دشوار را انجام دهند. 

14MERU_master675

meru_final_camp

دو نفر از این سه کوهنورد عکاس/فیلمساز بودند و از صعود خود فیلم مستندی تهیه کرده‌اند به نام Meru. حمل تجیهزات عکاسی  نیز خود بر دشواری این صعود افزوده بود. وزن بار برای این تلاش، به حدی مهم بود که آنها حتی انتهای مسواک‌های خود را شکسته بودند که وزن کمتری با خود حمل کنند و مجبور شدند برای حمل تجهیزات فیلمبرداری، از غذای خود کم کنند. صعود اول آنها در سال ۲۰۰۸ ناموفق بود چون چند روز را به خاطر هوای بد در میانه دیواره از دست دادند و در نزدیکی قله مجبور شدند بعلت تمام شدن غذا، برگردند.

نفر سوم این گروه، کنراد انکر، کوهنورد مشهوری است. او در سال ۹۹ توانست جسد جرج مالوری را پس از ۷۵ سال در کوه اورست پیدا کند. جرج مالوری بریتانیایی در  سال ۱۹۲۰ می‌خواست اولین صعود کننده به اورست باشد که در نهایت در فاصله ۲۴۵متری قله، احتمالا به علت سقوط کشته شد و جسدش ۷۵ سال بعد، تقریبا سالم ( به خاطر شرایط هوایی منطقه) توسط کنراد آنکر پیدا شد.
فیلم مستند Meru علاوه بر اینکه نمایشگر یکی از دشوارترین صعودهای جهان است از لحاظ فیلمسازی نیز ویژگی‌های جذابی دارد. فیلمبرداری توسط کوهنوردی که خود فیلمساز است باعث شده تا شاهد عجیب‌ترین صحنه‌های ممکن از کوهستان هیمالیا باشید. همچنین استفاده از تکنیک تایم لپس در برخی موارد جذابیت های فیلم را زیاد کرده است. این فیلم محصول ۲۰۱۵ است و در ساندنس ۲۰۱۵ جزو فیلم‌های برگزیده بود/

n00219690_t

n00227470_t

n00228429_t

۱- در زمان کودکی پدرم کتابی برایم خریده بود که شامل چندین کتاب مشهور ادبی مانند دون کیشوت سروانتس، تام سایر مارک تو‌این، بینوایان هوگو، کنت مونت کریستو دوما و چند کتاب دیگر همگی به صورت خلاصه در یک کتاب بود. هر رمان تقریبا ۱۰-۱۵ صفحه بود و کل کتاب هم حدود ۱۰۰ صفحه. در آن سن ۸-۹ سالگی با اشتیاق این کتاب را خواندم اما بعدها که فهمیدم اصل این کتابها چقدر کامل و متفاوت هستند و برخی از آنها را خواندم، افسوس می‌خوردم که چرا آن خلاصه‌ها را خوانده بودم. اما طی سالهای بعد اصل برخی دیگر از این کتابها را (مثلا دون کیشوت سروانتس) را هیچ‌گاه فرصت نکردم  بخوانم و بعد فهمیدم که همان خلاصه ها باعث شد که با بسیاری از این آثار حداقل آشنایی را داشته باشم.


۲- در رشته پاتولوژی، از چند سال قبل بسیاری از سرفصلهای مهم که برای مراجعه سریع بسیار مفید است و در اکثر اوقات برای فرد حرفه‌ای که قبلا آشنایی با اصل بحث را داشته، بسیار کافی هم می‌باشد، توسط دانشگاه استنفورد به صورت خلاصه در وب منتشر شده است. عملا با داشتن یک اسمارت فون و یک خط اینترنت، هر زمان که نیاز به مراجعه فوری به یک مطلب و بررسی تشخیص‌های افتراقی و جزئیات مورد نیاز را داشته باشیم، دسترسی سریع به این مطالب امکان پذیر است و کار را بسیار ساده و سریع کرده است.

۳- فلسفه اسم سنگین و ترسناکی دارد اما کسانی که به فلسفه علاقمند باشند، همواره جویای سرفصل‌های جدید در مطالعات خود هستند و این داستان همچنان ادامه دارد. در برخی سرفصل‌ها برای یک علاقمند فلسفه و نه یک حرفه‌ای در این علم، آشنایی مختصر در حد اصول کلی و نه جزئیات کامل، کافی است و مطالعه کتابهای کامل آن ضرورتی ندارد. دانشنامه فلسفه استانفورد که از سال ۱۹۹۵ تهیه آن آغاز گشته است، یک منبع عالی برای علاقمندان فلسفه است که می‌خواهند در مورد مدخل‌های متفاوت فلسفه اطلاعاتی کسب کنند و یا در آن زمینه وارد شوند. این دانشنامه به صورت رایگان در فضای وب قرار دارد و از آن بهتر اینکه ترجمه این مداخل به صورت کتاب‌های کوچک در ایران انجام شده است و بسیاری از این مداخل فلسفی به دست یک گروه کاربلد به سرپرستی مسعود علیا در مجلد‌های مجزا به بازار آمده است. با اینکه ظاهرا بحث‌ها به صورت خلاصه بیان شده‌اند اما عملا اطلاعات کافی در بسیاری از زمینه‌ها در این مداخل وجود دارد و بسیاری از عناوین مشهور فلسفی در این دانشنامه مورد بحث قرار گرفته است. برای بسیاری از علاقمندان فلسفه، چنین کتاب‌هایی به زبان فارسی، می‌تواند بسیار مفید و جذاب باشد. برخی از عناوین منتشر شده شامل فلسفه موسیقی، زیبایی شناسی هگل، جهان وطنی شدن، مسوولیت جمعی و اخلاقی، روشنگری، هرمنوتیک، پدیدار شناسی، تاریخ هستی شناسی هنر، درون نگری، بدن آگاهی، ژاک لکان، رفتارگرایی و کارکردگرایی، فلسفه علم و …. هستند. کتابها توسط انتشارات ققنوس و با قیمتهای بسیار مناسب منتشر شده اند.

 اصطلاح Urban Explorerationیا به اختصار UrBex به معنای اکتشاف و کاوش در سازه‌های بشری است که معمولا در حال تخریب بوده و یا رها شده اند و استفاده نمی‌شوند. مستند سازی و عکاسی از این سازه‌ها، یکی از کاربردهای Ur‌Bex است. بسیاری از سازه‌ها ممکن است بتدریج به صورت کامل تخریب شوند و دیگر در آینده در دسترس نباشند و از این جهت، مستند سازی آنها می‌تواند یک عمل مفید تلقی شود.

andrewAndrew L. Moore 

در حالت کلی اما Urbex منحصر به عکاسی نیست و ممکن است به صورت یک سرگرمی در برخی کشورها توسط افراد انجام گردد. در این حالت هدف، اکتشاف و سیاحت مناطقی از شهر است که به طور معمول دیده نمی‌شوند: مثل سازه های قدیمی در حال تخریب، بیمارستان های رها شده، تونل‌های قدیمی، مسیرهای آب زیر زمینی و موارد مشابه. اکتشاف این نواحی می‌تواند در برخی از مناطق ممنوع باشد و منجر به پیامدهای قانونی گردد. همچنین خطرات بالقوه این گونه مکانها مانند مواد شیمیایی رها شده، تخریب ناگهانی، سیل در مسیر‌های خاص، حیوانات سرگردان، ممکن است جان UrBexها را تهدید کند.

brandon2

 Brandon P. Davis

در مجموع، از دید عکاسانه، شاید Urbex را بتوان در حالت بی‌خطر خود، همان عکاسی و مستند سازی از سازه‌های بشری دانست که ممکن است در آینده وجود نداشته باشند و مستند سازی‌ آنها مفید باشد. عکاسان UrBex اصطلاحی دارند که هدفشان را بهتر مشخص می‌کند : Take Nothing but pictures, Leave Nothing but Footprint: چیزی برنمی‌دارند جز عکس و چیزی باقی نمی‌گذارند جز ردپا. در واقع این شعار بی‌خطر بودن این فعالیت را برای این سازه‌ها مشخص می‌نماید.

 اگر این سازه‌ها، در مناطقی باشند که کمتر در معرض دید افراد باشند، بیشتر به هدف “ کاوشگران شهری”  یا Urban Explorer نزدیک می‌شود.

article_2470148_18E0FEF000000578_959_634x950

Brandon P. Davis 

در ادبیات و رسانه‌ها نیز به این فعالیت پرداخته شده است: مانند کتاب Paper Towns اثر جان گرین و سریال‌های تلویزیونی Off Limits در شبکه Travel و Urban Explorer در شبکه دیسکاوری.
از عکاسان حرفه‌ای که در این زمینه کارهای معروفی دارند می‌توان به Seph Lawless، Julia Solis، Andrew L.Moore و Brandon P. davis اشاره کرد.
oneway

 -

خیابان یک طرفه، یکی از دو کتابی است که در زمان حیات والتر بنیامین منتشر شده است. 

کتاب، که در نظر اول کمی غیرمعمول به نظرمی آید، مجموعه‌ای است از تکه‌های فلسفی و قطعات فکری . شاید بتوان آنها را تصویر‌های تفکر نامید و شاید به تصویر کشیدن رویاها. سبک نوشتن والتر بنیامین به گونه‌ای است که  نظم و ترتیب را در آن به سختی می‌توان تشخیص داد و قطعات، کامل‌کننده یکدیگر نیستند و گاهی منطق واضحی در پشت آنها دیده نمی‌شود.  ممکن است در ابتدا فهم همه این  نوشته‌ها دشوار باشد اما به تدریج که با روش نویسندگی والتر بنیامین نزدیک تر شویم، متوجه خواهیم شد که  این تکه‌ها بیان تفکراتی است که نوشتن‌شان و تبدیل  کردن آنها به متن، شاید دشوارتر از فهم آنها باشد. مانند رویایی کمرنگ در پایان یک شب که نوشتنش بر روی کاغذ، آسان نیست.
دقت و تلاش برای فهم مطالب کتاب، یک مزیت مهم دارد: علاوه بر آشنایی با اندیشه‌های فیلسوف بزرگ قرن بیستم، خواندن این کتاب جریان تفکر را به جریان می‌اندازد. هم رمز و راز مطالب و هم ارتباط غریبی که بین چیزهای مختلف در ذهن ایجاد می‌کند، مانند یک تمرین ورزشی برای ذهن است.

در تکه‌ای از کتاب با عنوان  این محل اجاره داده می‌شود، می‌نویسد:

"در سوگ زوال نقد نشستن بلاهت است. زیرا خیلی وقت است موعدش به سر رسیده است. نقد یعنی در فاصله صحیح قرار گرفتن. نقد در  جهانی در جایگاه مناسب خود قرار گرفته بود که دیدگاهها و چشم اندازها اهمیت داشت و هنوز می ‌شد نقطه نظری اختیار کرد. اما اکنون نگاه بی‌پرده ، به دروغی بدل شده است. امروز واقعی‌ترین نگاه به قلب اشیاء از آن آگهی‌های بازرگانی است."
در قطعه "مرکز شرط بندی" می‌نویسد:

"بورژوازی رژیمِ مشغولیت‌های خصوصی است. هر چه طرز رفتاری مهم‌تر و نتایجش جدی‌تر باشد، این  رژیم نیز به همان میزان‌، آن را از نظارت مصون می‌دارد. وابستگی سیاسی، موقعیت اقتصادی، دین و .. همه اینها به دنبال مخفی‌گاهی می‌گردند. اما خانواده عمارتی فرسوده  و افسرده‌کننده است که در گنجه‌ها و سوراخ سنبه‌هایش مبتذل‌ترین غرایز جای گرفته‌اند"

و در قطعه کتاب  ها و روسپی‌ها : "پانویس‌های یکی، اسکناس‌های دیگری در جوراب‌های بلندش است."

Walter_Benjamin_Giselle_Freund_CLAIMA20130812_0167_14

oneway2

کتاب خیابان یک طرفه با ترجمه حمید فرازنده  در ۱۳۰ صفحه در سال ۸۰ توسط نشر مرکز منتشر شد. علاوه بر متن کتاب، دو افزونه مفید در انتهای کتاب وجود دارد که سونتاگ و  تئودور آدورنو در مورد کتاب نوشته‌اند. تئودور آدورنو، جامعه شناس ، فیلسوف آلمانی و مانند بنیامین از پیشگامان مکتب فرانکفورت بود.

472492

wwii1439

nagasaki_atomic_bomb_museum_siloutte

دو سه هفته قبل، هفتادمین سالگرد واقعه اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود. یکی از  آثار عجیب این بمب‌ها، تصاویری است که اشعه  از جسم انسان‌ها بر روی دیوارها حک کرده بود. دیوارها نقش کاغذ حساس را پیدا کرده  و انسانهایی که لحظه‌ای بعد نابود شده‌اند را تصویر کرده‌اند.


سانتاگ در کتاب On Photography می‌گوید:

As the fascination that photographs exercise is a reminder of"
death, it is also an invitation to sentimentality. Photographs turn
the past into an object of tender regard, scrambling moral
distinctions and disarming historical judgments by the generalized
"pathos of looking at time past.

"شیدایی عکس در یادآوری مرگ است.  دعوتی به احساسی‌بودن نیز. عکس، گذشته را تبدیل به ابژه‌ای ظریف می‌کند و به واسطه‌ تاثر فراگیری که در نگاه به گذشته وجود دارد،  تمایزات اخلاقی و قضاوت‌های تاریخی را بی‌اثر می‌سازد."

photographer is willy-nilly engaged in the enterprise of antiquing
reality, and photographs are themselves instant antiques. The
photograph offers a modern counterpart of that characteristically
romantic architectural genre, the artificial ruin: the ruin which
is created in order to deepen the historical character of a
landscape, to make nature suggestive—suggestive of the past

"عکاس خواه ناخواه واقعیت را به طور مصنوعی از مد رفته جلوه می‌دهد  و خود عکس‌ها هم عتیقه‌های فوری اند. عکس رونوشتی مدرن برای یک ژانر معماری رمانتیک است:  ویرانه ساختگی . ویرانه‌ای که برای تشدید ویژگی تاریخی یک چشم انداز ایجاد می شود، تا طبیعت را گویا کند: گویای گذشته"



مرگ در این  تصویر‌های فوری بیش از همیشه به چشم می‌آید. گذشته نیز. لحظه‌ای که ثبت شده است خود عین مرگ بوده است.
چیزی که خود به خود ثبت شده است، از یک سو یک تصویر است  با تمام مشخصاتی که از image making انتظار داریم، و از سوی دیگر به شدت بی‌همتا و غیرقابل تکثیر است و از جهتی دیگر، خودِ مرگ است: اصلا ثبت شده است تا لحظه بعد از آن مرگ باشد.

تفاوت مرگ در این  تصویرها با مرگی که در عکس‌های معمولی وجود دارد شاید این نکته باشد که مرگ در تصویر معمولی  بعد از ثبت تصویر و به خاطر نگاه به گذشته بوجود می آید اما در این تصویر‌ها، مرگ بعد از ثبت تصویر است  و در نگاه به آینده: گذشته‌ای نیست بلکه لحظات آتی، بوی مرگ می‌دهند.

#فلسفه #فلسفه_عکس 

متامدرنیسم مجموعه گرایشاتی در فلسفه، زیبایی‌شناسی و فرهنگ است که در واقع به خاطر واکنش به پست‌مدرنیسم ظهور کرده است. شاید بتوان متامدرنیسم را پست-پست مدرن نامید.
از لحاظ تاریخی کلمه متامدرن اولین بار  در ۱۹۷۵ استفاده شد که برای نامیدن یک سری  تغییرات در ادبیات امریکا بعد از ۱۹۵۰ به کار رفت.
اما بیشترین بحث در این مورد، به حدود سال های۲۰۰۰ برمیگردد که متامدرنیسم را ادامه واکنش به مدرنیسم و پست مدرنیسم دانستند. هدف متامدرنیسم ، برتری یافتن، شکستن، واژگون ساختن، گیرانداختن، به بحث گذاشتن  مدرنیسم و پست مدرنیسم  و مناسب‌سازی آنها را برای خود می‌دانند. ارتباط متامدرنسیم با مدرنیسم، نوعی رابطه مجدد است تا مساله  سوژه را فراتر از حد علاقه و تعریف مدرنیسم پیش ببرد.
رابطه متامدرنیسم با پست مدرنیسم در سال ۲۰۰۷ به صورت ترکیبی از وجوه مختلف توصیف شد: تا حدی توافق با پست مدرن، تا حدی  به صورت تولد مجدد از پست مدرنیسم و تا حدی به صورت یک واکنش نسبت به پست مدرنیسم: این ایده مورد تاکید قرار گرفت که تنها با ارتباطات دوسویه  و بازبینی‌های مداوم پست مدرنیسم می‌توان ذات پدیده‌های فرهنگی و ادبی معاصر را درک کرد.

در سال ۲۰۱۰  ورملن و دن‌اکر، در مقاله‌ای با عنوان "یادداشت‌هایی بر  متامدرنیسم" که در مجله Journal of Aesthetic & Culture منتشر شد، متامدرنیسم را به صورت ساختاری تشریح کردند.  در این مقاله مهم ذکر شده که  در دهه ۲۰۰۰، اصولی از مدرنیسم  مجددا رجعت کرد که الزاما با اصول پست‌مدرن دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ تناقض نداشت. متامدرنیسم را نوعی ایده‌الیسم واقع‌گرا، عملی و ساده  توصیف کردند که مشخصه آن، واکنش‌های فرهنگی نسبت به  وقایع جهانی مانند تغییرات آب و هوایی، بحران‌های اقتصادی، ناپایداری‌های سیاسی و البته انقلاب دیجیتال ( مانند فراگیر شدن اینترنت و پدیده‌های وابسته به آن) است.
در واقع فرهنگ پست مدرنِ نسبی ‌گرایی، به هجو کشیدن، پنهان سازی، به سخره گرفتن و تقلید، به پایان رسیده است و با  حالتی جایگزین شده که اصول آن، توافق، اثرگذاری و روایت سازی است. آنها پیشوند متا در متامدرنیسم را تاکیدی بر این مطلب دانستند که متامدرنیسم نوعی نوسان بین دو قطب مدرنیسم و پست مدرنیسم است که گاهی از آنها نیز فراتر می‌رود.
از ویژگی‌های متامدرنیسم می‌توان به  برتری دیالوگ بر دیالکتیک، پارادوکس، همنشینی (Juxtaposition)، فروریختن فاصله‌ها، ذهنیت متعدد، همکاری‌های بین رشته‌ای، همزمانی و ابهام مولد اشاره کرد: یکی از تفاوت‌های متامدرنیسم با پست مدرنیسم در برتری دیالوگ بجای دیالکتیک (بر خلاف  دیالکتیک که فرض اصلی‌اش بر وجود دو عقیده متفاوت و نبرد بین آنهاست، در دیالوگ  تاکید بر وجوه تشابه بین عقاید است)، همکاری و اتصال با  عقاید دیگران و نیز همکاری‌های بین رشته‌ای است.  همنشینی بین عناصری که به طور طبیعی  متضاد یکدیگرند، مشخصه‌ دیگری از متامدرنیسم است. نمونه واضح آن، همنشینی صمیمیت و استهزاء در ادبیات متامدرن است. فاصله بین خود و دیگران و فاصله بین خود و خودهای دیگر، در پست‌مدرنیسم محمل خوبی برای ایجاد دیالکتیک  بین خود و دیگران است. در مقابل، در متامدرنیسم که در عصر دیجیتال  ظهور کرده ، تاکید  دارد که ما همزمان هم   احساس دوری از دیگران را داریم ( مثلا به خاطر افراد بیگانه‌ای که در فضای دیجیتال با آنها سر و کار داریم، و هم احساس نزدیکی به دیگران داریم ( به خاطر وجود ارتباطات سریع و بیشتر با دیگران).
ویژگی مهم دیگر متامدرنیسم، ذهنیت های متعدد است: نه تنها ما خود را واجد ذهنیت‌های متعدد، آنهم در آن واحد، می‌بینیم، بلکه به صورت موقت ذهنیت‌ها را با دیگرانی که ممکن است متفاوت با ما باشند، سهیم می‌شویم. به عنوان مثالی که اینهم زاییده عصر جدید است، گاهی در فضای اینترنت با کسانی همکلام و هم ایده می‌شویم که  چیز زیادی از آنها نمی‌دانیم و علت تنها توافق آنها بر روی موضوع مورد بحث ما به صورت موقت است.
با این شرح و توصیف، ردپای متامدرنیسم را در چه آثاری می‌توان دید؟

معماری‌های Herzog & de Meuron، اینستالیشن‌های Bas Jan Ader، کولاژهای David Thorpe، نقاشی‌های Kaye Donachie ، برخی فیلم‌های Michael Gondry و عکس‌های  Stuart Bailes

dthorpe_1 David Thorpe, Covenant of the East (2003). Mixed media collage

dzn_The_Elbphilharmonie_by_Herzog_de_Meuron_1

Herzog & de Meuron, Elbe Philharmonie 

a42d73c77c2812d1d460ed0bb32ce30f

Kaye Donachie, Early Morning Hours of the Night (2003). Oil on Canvas 

-

اطلاعات بیشتر در مورد متامدرنیسم ( که برای نوشتن این مطلب از آنها استفاده شده است):
-ون‌دن آکر و ورملن، که آن مقاله معروف ۶ سال پیش را نوشته بودند، پورتالی برای متامدرنیسم تهیه کردند که در آن تمام مطالب و مقالاتی که در این زمینه نوشته می‌شود، جمع آوری می ‌گردد. نام این پورتال را هم  همان نام مقاله‌شان، یعنی  یادداشتهایی بر متامدرنیسم گذاشتند. در این پایگاه، به صورت مرتب مطالبی در زمینه متامدرنیسم در هنر، معماری، ادبیات، موسیقی، فیلم، تئاتر، مد، سیاست، اقتصاد و  … منتشر می‌شود. 

- مطلبی با عنوان "سوء تفاهم‌ها و شفاف سازی‌ها" که توسط همان دو نفر در سال ۲۰۱۵ نوشته شده است.
- سلسله مقالاتی که در هافینگتون پست در مورد متامدرنیسم منتشر می‌شود.
- مقاله معروف Metamodernism manifesto به قلم Seth Abramson
- مقاله جالب اصول متامدرنیسم به قلم Seth Abramson 



صفحه 2 از 33
صفحه قبلی < 1  [2]  3  ... > >> >>| صفحه بعدی