یکی از برتری‌های دوربینهای دیجیتال DSLR در مقایسه با مدیوم فرمت ها در استودیو، امکان عکاسی با فریم ریت بالای آنها است که عکسهای دینامیک از حرکت سوژه‌ها را ممکن می‌کند. ناگفته پیداست که برای همراهی چنین سرعتهای بالایی مانند 10 فریم در ثانیه،‌ نیاز به سرعت Recycle بالای فلاش وجود دارد که محصولی مانند Profoto 8a-Air این کار را ممکن نموده است. این ژنراتور فلاش می تواند تا 20 شلیک فلاش در ثانیه داشته باشد.

Profoto.jpg

Richard Patterson از این قابلیت استفاده جالبی کرده است: او با استفاده از 1D Mark III و Profoto 8a-Air یک موزیک ویدیو برای گروه ایرانی Hypernova تهیه کرده است که در آن از ترکیب 16000 فریم عکس با سرعت 10 فریم در ثانیه که با فلاش نوردهی شده، یک ویدیو Stop-motion ساخته است.

پشت صحنه ساخت این موزیک ویدیو را ببینید:

­

"SINNERS" By Hypernova - Behind The Scenes Directed By Richard Patterson from Common Machine Prod. on Vimeo.

و اصل ویدیو Sinner از گروه Hypernova :

­

HYPERNOVA - "SINNERS" MUSIC VIDEO from Common Machine Prod. on Vimeo.


­

قطع 3×2 عکسها که شایع‌ترین قطع است بیشتر حاصل یک قرارداد تاریخی بوده است تا در نظر گرفتن اهداف زیباشناسانه یا طبیعی. نسبت 24×36 نگاتیو و تمایل سازندگان دوربین به حفط این نسبت، باعث شیوع این نسبت ابعاد در عکسها شده است. اما بهتر است گاهی فراتر از این نسبت فکر کنیم و کادر ببندیم. بخصوص در مواقعی که اصلا این نسبت برای کادر مناسب نیست. نسبت 3*2 به عنوان مثال، برای عکاسی پرتره کمتر مناسبت دارد. جاییکه کادر عمودی این نسبت برای عکس پرتره زیادی "دراز" است. بجای آن قطع "چاقتر"  4×3 برای چنین موردی مناسب‌تر خواهد بود. این قطع همچنین با نسبت ابعاد مانیتور هم تطابق دارد.

گاه اما قطع "درازتر" از 3×2  با کادر همخوانی دارد:

169.jpg

قطع 16×9 : پاناسونیک LX3 ، در 24 میلیمتر

 این قطع کاملا عریض است و می‌تواند در مواقعی که هدف گسترش دید بیننده است کمک کننده باشد. حاصل کار طبیعی تر به نظر چشم می آید و چشم در این قطع سیر بیشتری خواهد داشت.

و گاه قطع کاملا مربعی:

square.jpg

Nikon D700 - f2.8 - 1/1000s - 155mm

قطع مربعی برای مواردی که سوژه کاملا متقارن است و هیچ جهتی ندارد و از طرفی می‌خواهید ثباتش را نشان دهید، مناسب است.

مشخصا بهتر است که کادر بندی چنین مواردی در دوربین صورت پذیرد که خب همیشه ممکن نیست، به جز دوربینهای خاصی که چنین امکانی را فراهم می‌کنند. در تاریک‌خانه دیجیتال اما می‌توانید به دقت چنین کادرهایی از عکسها ایجاد کنید. به عنوان مثال در لایت‌روم و در قسمت کراپ عکس، انواع قطع عکس برای کار شما آماده است.

crop.jpg

­­­گاه باید دوربین را کنار گذاشت و به طبیعت گوش فرا داد...­ ­

­Seashore Sunrise from Nema Roshan on Vimeo.

طلوع آفتاب، ساحل رودسر، تابستان 88

نسخه HD اما فشرده این فیلم کوتاه را در این آدرس (+) بیینید ( با کلیک بر دکمهHD و  انتخاب حالت HD is on)

­

رنگها می‌توانند به عنوان یک المان اصلی در ترکیب‌بندی تاثیر مستقیم داشته باشند. مشخصات اصلی هر رنگ، که قبلا هم در موردشان صحبت کردیم، Hue، Saturation و Lightness در اینجا نیز اهمیت دارند. بخصوص اگر بخواهید از چند رنگ در ترکیب‌بندی کلی عکس استفاده کنید، باید بدانید که اول لوکالیزاسیون هر رنگ در کدام قسمت کادر باشد و دوم اینکه هر رنگ چه سهمی از کل کادر داشته باشد. در واقع Hue هر رنگ در اینجا به عنوان یک مشخصه اصلی، تعیین کننده نوع کادر خواهد بود.

برای اینکه در ابتدا بهتر بتوانید در مورد نسبتها و محل رنگها تصمیم بگیرید، راهی ساده‌ وجود دارد. عکس را با شعاع حدود 80-100 با فیلتر Blur محو کنید تا فقط رنگها و نسبت آنها مشاهده شوند.

5486_3.jpg

5486_2.jpg

5486.jpg

با این روش بهتر می‌توان در مورد محل المان‌های مختلف رنگ تصمیم گرفت و عکس قوی‌تر را انتخاب کرد.

اما به غیر از محل، مقدار هر رنگ در کادر نیز مهم است. بر اساس تئوری‌های رنگ، مقدار مناسب رنگهای مختلف، نسبت عکس دارد با روشنایی هر یک. بر اساس این تئوری‌، قرمز و سبز روشنایی مساوی دارند، نارنجی دو برابر آبی، روشن است ( پس بهتر است مقدار نارنجی نصف آبی باشد) و روشنایی زرد سه برابر بنفش است ( و بهتر است مقدارش یک سوم بنفش باشد).

با دانستن این مقادیر بهتر می توان در مورد مقدار  رنگها در کادر تصمیم گرفت.

دوربین را در حالت تقدم شاتر، بر روی 2 ثانیه تنظیم کنید و هنگام عکاسی، جهت دوربین را در تمام کادری که می‌خواهید از آن عکس بگیرید حرکت دهید. به عکس حاصله دقت کنید. این عکس چه چیز را نشان می‌دهد؟

 

با این روش، عکسی خواهید داشت که به نوعی از تمام رنگ‌های نور موجود در کادر‌تان متوسط‌گیری کرده است و چنین عکسی برای تنظیم تراز سفیدی (White Balance) می‌تواند مفید باشد. در واقع این عکس نمایش‌دهنده رنگ نور محیط است؛ شبیه عکاسی از کارت خاکستری (Grey Card) اس­ت که در این محیط قرار داده شده باشد.

برای استفاده از این عکس برای تنظیم وایت بالانس :

- در اکثر دوربینها حالتی برای تنظیم وایت بالانس وجود دارد که در آن می توان عکسی را به عنوان رنگ نور محیط به دوربین معرفی کرد تا تنظیم وایت بالانس بر اساس آن صورت بگیرد. در Nikon این حالت با عنوان Preset و در Canon با نام Custom شناخته می‌شود.

- اگر عکاسی RAW می کنید باز هم این روش می‌تواند مفید باشد. هم از این جهت که عکسها با تنظیم رنگ درست در LCD نمایش داده می‌شوند و هم از این جهت که از عکس فوق می‌توان به عنوان مرجع تنظیم وایت بالانس در مبدل RAW استفاده کرد و همان اول کار، وایت بالانس را تصحیح و بر تمام عکسها اعمال کرد. ( با کلیک نشانگر وایت بالانس بر روی این عکس)

- در نیکون یک راه میان‌بر دیگر هم وجود دارد: حالت وایت‌بالانس را روی Pre بگذارید، دکمه WB را کمی‌ نگه‌دارید تا علامت Pre روی LCD بالایی چشمک بزند، سپس آن عکس 2 ثانیه‌ای را بگیرید. پس از نمایش علامت Good بر روی LCD وایت بالانس به صورت خودکار تنظیم میشود.

لازم به تذکر نیست که تهیه عکس 2 ثانیه‌ای همه جا ممکن نیست. بیشترین کاربرد این روش در عکاسی Indoor است که اتفاقا تنظیم وایت بالانس در آن می تواند یک چالش باشد.

081219_nmroshan_0803_copy.jpg

Nikon D700 - 1/200s - f8 - ISO400 - 32mm


­

خلاقیت -Creativity- از آن دسته مفاهیمی است که گاه خیلی دور و بعید در نظر گرفته می‌شود و گاه بدون دلیل از آن استفاده می‌شود. خلاقیت، فرآیندی فکری است که منجر به ایده های جدید می‌شود. اما این "جدید" و "نو" همواره به معنای شکستن قوانین و یا نتایج متحیر کننده نیست؛ گاه شاید ایجاد ارتباطات نو بین ایده های موجود باشد و گاه بیان قوانین موجود با روشی نو.­

2003775274992175505_rs.jpg

خلاقیت مستقیما با فعالیتهای ذهنی انسان سر و کار دارد. بنابراین بعید نیست که تصور کنیم هر چه بیشتر از ذهن استفاده شود، زمینه خلاقیت بیشتر فراهم می‌شود. از لحاظ نرولوژی -علم شناخت مغز و اعصاب- قشر مغز در ناحیه فرونتال -پیشانی- ارتباط مستقیمی با فرآیندهای خلاقه انسان دارد. از آنجا که روندهای خلاقانه در بسیاری از موارد با فرآیندهای حل مساله (Problem Solving) همراه هستند، تمرکز، بخصوص Meditation و همچنین خواب در مرحله REM می‌تواند باعث پیشرفت فرد در این زمینه شود. از لحاظ مواد شیمیایی که در مغز آزاد می‌شوند -نروترانسمیترها-، خواب در مرحله REM، هم با خواب در مراحل دیگر متفاوت است و هم با بیداری. ناخودآگاه انسان بستر مناسبی برای ایجاد فرآیندهای خلاقیت است: جاییکه ایده ها از الهامات شکل می‌گیرند، ترکیب می شوند و منجر به نتایج جدیدی می‌شوند.

با این توضیحات، دور نیست که ادعا کنیم برای شکل‌گیری یک روند خلاقانه، نیاز به آرامش و تمرکز وجود دارد. چیزهایی که در زندگی های روزمره امروزی‌مان بشدت از آن دور شده‌ایم. این گذار به مدرنیته در در کشورهایی نظیر کشور ما، هنوز در مراحل عقب‌تری قرار دارد. زمانه‌ای است که نمی‌توانیم بین ورودی‌های اطلاعاتی، اجتماعی و خانوادگی تعادل مناسبی برقرار کنیم که خود منجر به عدم تمرکز، عدم آرامش ذهنی و بالطبع، از بین رفتن قدرت خلاقانه فردی می‌گردد. بسیاری از ما براحتی می توانیم بیاد بیاوریم که هر چه زمان می‌گذرد، چنین قابلیتهایی را بیشتر از دست می‌دهیم.

برای درمان (کلمه‌ای که به عمد انتخاب کردم تا وخامت حال بیمار درون‌مان را نشان دهم) نیاز به ممارستی جدی وجود دارد. شاید مهمترین مرحله، همان ایجاد تعادل باشد که از دست رفته است. استفاده از روشهای رواندرمانی و مدیتیشن، نه تنها درمان‌کننده که گاه پیش‌برنده روندهای فکری خلاقانه خواهد بود.

Untitled_1q_copy.jpg

koen demuynck


اما در هنر، و به طور خاص هنر عکاسی، خلاقیت می‌تواند طیف وسیعی، از تعبیر شخصی تا ابداع را شامل شود. گاه تکامل یک سبک که در آن ضمن رعایت قوانین موجود، سعی می‌شود کار متفاوتی ارائه شود، یک روند خلاقانه است و گاه ایجاد یک سبک خاص شخصی. این جدید بودن اما می‌تواند بسیار گسترده شود. بخصوص در هنری مانند عکاسی. الزامی نیست که هنرمند برای ارائه یک اثر خلاق، به دنبال سوژه‌ای باشد که تا بحال کسی از آن عکس نگرفته باشد. بلکه هر تعبیر شخصی از تمام سوژه‌هایی که تاکنون عکاسی شده اند، می تواند به یک اثر خلاق منتج شود. این تعبیر شخصی در واقع تزریق کردن فکر، طرز نگرش و ایده‌های هنرمند در اثر خواهد بود. و عکاسی، مزرعه مناسبی برای به‌بار نشستن آثار خلاق است: بی‌نهایت بودن کامپوزیسیون‌ها، استفاده از رنگها، نورها، استفاده از تکنیک‌های خاص دوربین، استفاده خلاقانه از لنزها و تاریک‌خانه دیجیتال که هنرمند باز هم می‌تواند براحتی افکار و ایده‌هایش را به پرواز درآورد و از نور و رنگ برای تولید اثر هنری اش به حد کفایت سود ببرد.

هر چقدر این طیف به سمت ایجاد سبک و نگاه شخصی پیش برود، روندی پیشرفته‌تر مورد انتظار است. اما شروع این روند کجاست؟ به عبارت دیگر چه معیار یا شاخصی برای بکار بردن مفهوم خلاقیت بر یک اثر هنری وجود دارد؟

 مفاهیمی مانند "نو بودن" و " جدید بودن" در آثار هنری باید بدقت بکار رود و هرگز نباید صرف تکراری بودن سوژه عکس، آن را از جمعیت آثار خلاق کنار گذاشت. بنابراین تشخیص وجود خلاقیت در یک اثر هنری کاملا وابسته به بیننده و مفسر خواهد بود.  و شاید بیجا نباشد که معیار قضاوت در مورد خلاقیت یک اثر هنری را، قضاوت تنی چند از سرآمدان آن هنر بدانیم.

در آینده در مورد خلاقیت‌های مرحله‌ای در عکاسی بیشتر صحبت خواهیم کرد.

­
صفحه 33 از 34
صفحه قبلی |<< << < ... 32  [33]  34  >> >>| صفحه بعدی